نظر علي الطالقاني

209

كاشف الأسرار ( فارسى )

قاعده بايد خواب را هر چه باشد تعبير خوب كرد . از همين وارد شده كه خواب واقع مىشود به آن طور كه تعبير شود ، و تفصيل اين مطلب را در مسألهء خواب نوشته‌ايم ، به آنجا رجوع كن . و لذا فرمودند : لا عدوى و لا طيرة . 281 يعنى مرض سرايت ندارد و طيره اثر ندارد . و مقصود ايشان ( ص ) از اين اخبار نفى و برداشتن و زايل كردن خلجان و هيجان نفس است و گذشته از اين رفته رفته همين خلجان اعتقادى شود و تطيّرات را اسباب مستقل حساب كنند و لذا فرمود : و اذا تطيّرت فامض . 282 خواست كه اين خلجان و اين عقايد فاسده را از ميان بردارد و پاى توكل را به ميان آورد و اين آيه را محكم كند و لكن عامل كو ؟ پس اين خبرها هيچ با هم منافات ندارند ، فافهم . اين همه كه شنيدى اقسام كلام غير كاذب بود ، اعاذنا اللّه من جميعها . تنبيه [ ترجيح كلام بر سكوت ] اگر سخن از اين آفات عارى باشد البته كلام بهتر از سكوت است زيرا كه فائدهء سكوت جز سلامتى از آفات كلام نيست و ايجاد زبان از براى بيان است نه از براى سكوت . و سئل السجّاد عن الكلام و السّكوت ايّهما افضل فقال ( ع ) : لكلّ واحد آفات فاذا سلما من الآفات فالكلام افضل من السّكوت قيل و كيف ذاك يا بن رسول اللّه قال لانّ اللّه عزّ و جلّ ما بعث الانبياء و الاوصياء بالسّكوت و انّما بعثهم بالكلام فلا استحقّت الجنّة بالسّكوت و لا استوجبت ولاية اللّه و لا توقّيت النّار بالسّكوت و لا يجنّب سخط اللّه بالسّكوت و انّما ذلك كلّه بالكلام و ما كنت لا عدل القمر بالشّمس انّك تصف فضل السّكوت بالكلام و لست تصف فضل الكلام بالسّكوت : 283 سؤال كردند از سيد ساجدين ( ع ) كه آيا تكلم بهتر است يا سكوت . فرمود هر يك را آفاتى است ، اگر هر دو از آفات سالم باشند تكلّم نمودن بهتر از سكوت است . پرسيدند وجهش چيست . فرمود به جهت آنكه خدا نفرستاد انبياء و اوصياء را كه ساكت باشند بلكه فرستاد تا سخن گويند ، پس كسى مستحق بهشت و دوستى خدا به سكوت نشود و از آتش به سكوت آزاد نشود و به سكوت از غضب خدا دور نشود و همهء اينها نشود مگر به تكلم ، و نيستم من كه ماه را برابر آفتاب دانم . [ تو فضيلت سكوت را با تكلّم توصيف مىكنى ولى فضيلت تكلّم را با سكوت نمىتوانى توصيف نمائى . ]